Monday, December 14, 2015

سخن نويسنده
در تابستان 1393، زمانی که خانم دکتر احدی، سرپرست محترم گروه کارشناسی ارشد معماری دانشکده ی معماری و شهرسازی دانشگاه آزاد هيدج به عهده گرفتن موضوع مکانيابی را به من پيشنهاد کرد، فرصت را مناسب ديدم، تا تجربيات چندين ساله ی خود در آلمان و همچنين همکاری های خود با محافل اجرايی در ايران را در قالب يک نوشته پياده کنم. از اين روی، منبع غالب مطالب اين نوشتار نتيجه ی تجربيات شخصی اينجانب و همچنين منابع آلمانی زبان است. اما منابع تصاوير در زير هر تصوير نوشته شده است.
نوشته ی پيش روی بحث مکانيابی را از آغاز شهرنشينی تا امروز به شکلی بسيار اجمالی عنوان می کند. هرچند که اين بحث را هر مدرس از ديد خود تصوير کرده است، اما در اين مختصر سعی شده است، که اين موضوع به شکلی علمی و فيزيکی بررسی شود.
هرچند که مسايل علمی نبايد با چنين جزوه هايی خلاصه شود، با اين وجود عنوان کردن بعضی سرفصل های مهم در آن ضروری به نظر رسيد. از سويی ديگر انتظار می رود، که اين نوشتار انگيزه ای در دانشجويان ايجاد کند، تا خود نيز در اين زمينه مطالعاتی انجام دهند.
با آرزوی موفقيت
دکتر مهران دشتی


به نام خدا
نظريه های مکانيابی
1-     مقدمه
يکی از وظايف مهم معماران يا شهرسازان، تعيين صحيح محل عملکردهای مختلف در شهرها است. عملکردها، نيازهای شهر نيز هستند. نيازها هم با گذشت زمان و دستيابی به امکانات جديد يا تغيير می کنند و يا اشکال جديدی از آن به زندگی وارد می شوند. اما نيازها گاهی با مشکلات ديگری همراه می شوند. فهميدن اين مشکلات در آغاز، به دليل سرمستی ناشی از دستاوردهای جديد، بسيار دشوار به نظر می رسد. اهميت علم در زندگی انسان ها در اين نکته نهفته است، که با وادارنمودن انسان به داشتن ديد علمی، مشکلات را در هر دوره ی زندگی مشخص و سپس راه حل آن ها را پيدا کند. يکی از اين علوم، علم محيط زيست است، که تاريخ پی بردن به اهميت و نقش آن در سلامت شهر به حدود 50 سال پيش می رسد. امروز مسايل محيط زيست نقش مهمی در تصميم های يافت مکان مناسب برای هر عملکردی در شهر را بازی می کنند. از اين جهت آگاهی از مسايل محيط زيست برای دانشجويان رشته ی معماری و شهرسازی ضروری به نظر می رسد.

2-     پيدايش شهر در مرور زمان
يکی از نيازهای مهم انسان زندگی کردن به صورت جمعی بوده است. اين عمل را در حقيقت می توانيم تمرکز جمعيت بناميم، که از يک کمپ (Camp) آغاز می شود و می تواند تا حد يک کلان شهر (Megacity) گسترش يابد. شکل تولد آن عموماٌ طبيعی و خودجوش است. مراکز جمعيتی نيز وجود دارند، که به وسيله ی خواست فردی، افرادی يا اجتماعی ساخته شده اند. نمونه ی اين مراکز جمعيت در دوران مختلفی که می شناسيم، در حقيقت ميراث فرهنگی بشر است و از آن ها سخت مراقبت می شود. در حالی که، مراکز جمعيت خودجوش، که در تمام دوران نيز موجود بوده است، با مرور زمان از بين رفته اند. مهم ترين مراکز جمعيت طراحی و ساخته شده نمونه هايی مانند؛ تخت جمشيد، آکروپوليس و رم هستند. اين نمونه ها از دوران آنتيک همچنان باقی مانده اند و باقی خواهند ماند.
تصوير 1: تخت جمشيد در مرودشت، طراحی و ساخته شده در دوران حکومت داريوش از سلسله ی هخامنشيان،
حدود 500 سال پيش از ميلاد مسيح، منبع:
Benevolo, L.: Die Geschichte der Stadt, Frankfurt/New York 1983
نمونه ی مراکز جمعيت خودجوش، که هنوز نيز وجود دارند را می توان به قرون وسطی نسبت داد. اين مراکز جمعيت ابتدا در اطراف حاکم محلی و کليساها گرد می آمده اند. اين مراکز به وسيله ی ديواری از حمله ی غيرخودی ها مصون می ماند.
تصوير 2:سياه قلم از يک مرکز تجمع انسان ها در قرون وسطی و در اروپا
منبع: Benevolo, L.: Die Geschichte der Stadt, Frankfurt/New York 1983

زمانی که راه های ارتباطی بين اين مراکز امن تر شدند، مراکز جمعيتی ديگری پديد آمدند، که به شکل يک نوار در 2 طرف راه يا محور قرار داشتند. رفته رفته در پشت بناهای اوليه، بناهای ديگری به وجود آمدند و اين مرکز تجمع را از شکل خط به شکل سطح تغيير دادند. با پيشرفت صنايع کشتی سازی و امکان رفتن به نقاط ديگر به وسيله ی کشتی، مراکز جمعيتی جديدی به وجود آمدند. بديهی است، که آغاز گسترش از نزديک ترين قسمت به آب بوده است و کم کم در پشت بناهای کنار آب، ساختمان های جديدتر ساخته شده اند.
تصوير 3: سم پیردارنا در نزديکی جنوآ، پيدايش اين شهر را بايد به پس از پيشرفت تکنيک و علم دريانوردی نسبت داد.
منبع:Benevolo, L.: Die Geschichte der Stadt, Frankfurt/New York 1983

3-     اولين نظريه های مکانيابی برای تاسيس شهر
شايد بتوان از رابرت آون (Robert Owen) انگليسی به عنوان اولين شخصی که در مورد تاسيس شهرهای جديد يک رويا يا يک اتوپی (Utopia) را مطرح کرد، نام برد.
38
تصوير 4: رابرت آون، اتوپی شهرهای جدید، ترسيم در سال 1817
منبع:Benevolo, L.: Die Geschichte der Stadt, Frankfurt/New York 1983

رابرت آون که خود يک کارگرزاده بود، زندگی کارگری سختی را تجربه کرد. اما با سخت کوشی خود توانست يک کارخانه دار معتبر در اواخر قرن هجدهم و اوايل قرن نوزدهم شود. او خود را در سال های پايانی عمر با مسايل کارگران مشغول کرد و ساخت شهری با داشتن شرايط انسانی برای او يک چالش شده بود. در سال 1817 او توانست نقشه ای را تهيه کند، که در زمان خود مانند رويا به نظر می رسيد. تنها يک قرن تا عملی شدن اين رويا طول کشيد. صحبت در باره ی مقاله ها و نظريه های هاوارد (Ebenezer Howard) و طراحی "باغ شهر"های "لچ ورث" (Letcworth)، "همپستد" (Hampstead) و ولوين (Welwyn) توسط معماران، آنوين (Raymond Unwin) و همکار او پارکر (Barry Parker) است. آن ها توانستند اولين شهرک های مسکونی (باغ شهر) را به واقعيت برسانند. در اتوپی آقای آون می توان به تعيين مکان های مشخص برای کارخانه ها و خانه های مسکونی، همچنين ساختمان هايی که کارگران و خانواده های آن ها در ايام فراغت می توانند از آن ها استفاده کنند، توسط او پی برد.

4-     مرز شهر کجا و چگونه است؟
طبيعی است، که گسترش مراکز جمعيتی تا زمانی که نياز وجود دارد، پيش می رود. اما پرسشی که در رابطه با اين گسترش مطرح می شود، محل قرار گيری گسترش نهايی آن يا به عبارتی ديگر، محل مرز شهر است.
با توجه به دست آوردهای اخير علمی و به ويژه محيط زيست، گسترش شهرها با ملاحظات زيادی همراه است از سويی ديگر، قرار دادن عنصری به عنوان مرز شهر، با توجه به رفتارهای کنترل نشدنی جامعه، اگر دارای عوامل طبيعی مانند رود، کوهستان يا مانند اين ها نباشد، امری واضح به نظر می رسد. جنس اين عناصر نيز در طول زمان تغييرات زيادی به خود ديده است. به طور مثال در قرون وسطی شهرها دارای حصاری بودند، که به وسيله ی آن شهر در برابر تهاجم بيگانگان محافظت می شد. در دوره ای ديگر، که اين رفتار انسان ها، يعنی تهاجم به شهرها به شکل بدوی خود ديگر وجود نداشت، گسترش شهرها بايستی از جهتی ديگر، يا به عبارتی ديگر از سمت داخل کنترل می شد. در اين صورت مرز شهرها به وسيله ی نوارهای سبز يا در صورت لزوم، با معابر مواصلاتی، که ارتباط شهرهای اطراف را بدون رفت و آمد در داخل شهر ميسر می کند، مشخص می شود. اين شکل از مرز در سال های اخير و به ويژه در کشورهای در حال رشد، کارآيی خود را از دست داده است و طراحان را برای به وجود آوردن شکل های موثرتر از مرز برمی انگيزد.

5-     شکل شهرهای امروز
شهرهای امروزی را می توان به دو دسته ی کلی تقسيم کرد: شهرهای با قدمت و شهرهای نوساز.
شهرهای با قدمت يکی به دليل رشد بدون برنامه ونظم آن، غالبا دارای مشکلات زيادی می شوند. از سويی ديگر، اين شهرها با کمبود امکانات شهری، که به روز شده باشند، روبرو است. به اين ترتيب حل مشکلات اين شهرها با موانع بسياری مواجه می شود، که معماران و شهرسازان را برای ارائه ی راه حل منطقی و صحيح به مبارزه دعوت می کند. نخستين گام برای حل مشکلات شهرهای قديمی تهيه ی "طرح جامع" (Land-use Plan) برای آن است. معماران ابتدا مناطق مختلف شهر را مشخص می کنند و به عبارتی ديگر، تصويری از وضعيت موجود به دست می دهند. پس از آن شهر را بر اساس استعداد های موجود، منطقه بندی می کنند. پس از آن معماران و شهرسازان می توانند کاربری های مختلف را در نقاط مختلف شهر پيشنهاد کنند.

F:\doc\Bilder\Allg_Karte_10.jpg
تصوير 5: طرح جامع تهران از سال 1349 خورشيدی، طراحان: ويکتور گروئن – عبدالعزيز فرمانفرمايان،
منبع: عبالعزيز فرمانفرمايان– موسسه ويکتور گروئن -مهندسين مشاور

در همين طرح جامع، گاهی شهرسازان به دليل جمعيت در حال رشد شهر، مجبور به پيشنهاد تاسيس شهرهای جديد می شوند. اين شهرها که در اينجا شهرهای نوساز ناميده ايم، معمولا در کنار شهرهای با قدمت، که در مرور زمان از وسعت زيادی برخوردار شده اند، قرار می گيرند. سال ها پيشنهاد شهر جديد خلاصه به مراکز جمعيت کوچکی می شد، که به آن "شهرک های اقماری" می گفتند. شهرک های اقماری تنها دارای ساختمان های مسکونی هستند و فقط با کاربری های خدماتی کوچکی، که محدود به تامين نيازهای روزمره می شد، تجهيز می شدند.

50
تصوير 6: شکل انواع توسعه ی شهرهای امروز:
1.       شهرک موازی، 2. شهرک اقماری، 3. شهر با امکانات مستقل، 4. شهر جديد پيشنهادی
منبع: انستيتوی شهرسازی دانشگاه کارلسروهه

اما با پيشرفت علم شهرسازی، اين شهرک ها بر اساس شدت نياز شهرهای اصلی به آن ها، دارای امکانات خدماتی و اداری ديگری شدند، که حدود آن را فاصله ی شهرک ها و شهر اصلی تعيين می کند. نام اين شهرک ها نيز بر همين اساس تغيير می کند، که به ترتيب نزديکی آن و فاصله ی بيشتر با شهر اصلی به شهرک اقماری، "شهر با امکانات مستقل" و "شهر جديد پيشنهادی" معروف هستند.

6-     منطقه های مختلف شهر
پس از مسکن، که اصلی ترين عملکرد در شهرها، و به عبارتی ديگر، انگيزه ی اصلی برای به وجود آمدن شهرها است، عملکرد های ديگری نيز بايد در شهرها پيش بينی شود، که به آن عملکردهای عمومی می گوييم. تفاوت اصلی شهرهای قديمی با شهرهای نوساز در تعيين صحيح محل اين کاربری های عمومی است. در حالی که در شهرهای نوساز محل کاربری های عمومی بدون مشکل عمده ای قابل تعيين کردن هستند، در شهرهای قديمی اين امر با مشکلات بسياری روبرو است. به همين دليل، برای دستيابی به صحيح ترين تشخيص با هدف تعيين محل کاربری های مختلف موجود در شهر، معماران و شهرسازان بايد ابتدا شهر را منطقه بندی کنند. اين مناطق از تقسيمات زير تشکيل می شود:
-          هسته ی اوليه و تاريخی شهر (Down Town)
-          منطقه ی مسکونی (General Residential Zone)
-          منطقه ی مسکونی خالص (Pure Residential Zone)
-          منطقه ی صنعتی و اداری (Industrial Region)
-          منطقه ی صنعتی – مسکونی (Industrial-Residential Zone)
هسته های تاريخی شهر از اهميت زيادی برخوردار هستند. اين مراکز شهرها می توانند محل جذب توريست و همينطور فعاليت های مهم اجتماعی، مانند دفاتر دولتی، دفاتر احزاب، محل ميتينگ ها، محل اجرای تظاهرات اجتماعی، محل اجرای کنسرت های موسيقی و ..... باشند. از اينرو شهرها برای نگاهداری از هسته های تاريخی خود بودجه ها و نيروی کار متخصص و ويژه ای به آن تخصيص می دهند. قوانين ساختمانی در هسته های قديمی شهر نيز بسيار متفاوت با ديگر نقاط شهر هستند، زيرا در هسته های تاريخی شهرها ساختمان های قديمی از اهميت زيادی برخوردار هستند و ساختمان های جديد بايد با رعايت کردن آن ها طراحی و ساخته شوند.
از آنجا که مسکن و ساختمان های مسکونی حجم قابل ملاحظه ای از ساختمان های شهر را تشکيل می دهند، با سرعت زيادتری نسبت به ساختمان های با کاربری عمومی ساخته می شوند. به طور طبيعی، ساختمان های مسکونی در حاشيه ی شهر و يا اطراف هسته ی تاريخی شهر به وجود آمده اند. اين ساختمان ها بنا بر شرايط زمانی و مکانی خود نيز، هم می توانند با برنامه و طراحی صحيح ساخته شده باشند و هم به شکل "آگلوتينات" (Agglutinate) يا "آگلومراتسيون" (Agglomeration) باشند. آگلوتينات که می تواند به شهرسازی بدون برنامه و نقشه اطلاق شود، بيشتر در گسترش شهرهای کشورهای در حال رشد به وجود آمده است و کم تر در شهرهای کشورهای پيشرفته ديده شده است. از اين جهت، ساماندهی اين گونه گسترش های بی رويه يکی از وظايف اصلی معماران و شهرسازان است.
اما اگر شهرها به مناطق مسکونی بيشتری نياز داشته باشند و ظرفيت لازم را از جهت گسترش نشان دهند، طراحان می توانند آن را به صورت تاج (سطحی که مابين دو محيط دايره ی هم مرکز به وجود می آيد.) در طرح جامع پيشنهاد کنند و گسترش شهر را برنامه ريزی و برای آن نقشه تهيه کنند. يکی از مثال های روشن در اين زمينه شهر همدان است. اين شهر در پلان خود گسترش تاج مانند خود را به شکل روشنی نمايش می دهد.

تصوير 7: تصوير هوايی از شهر همدان
منبع: گرسنر، جرج: سيمای شهرهای ايران از دريچه "هما"،
در: نظری اجمالی به شهرنشينی و شهرسازی در ايران،به کوشش: محمد يوسف کيانی، تهران 1365

بايد توجه داشت، که پيش از بررسی مناطق مختلف شهری، طراحان نياز به بررسی "نقشه ی آمايش سرزمين"
(Federal Planning Program for the Regions) دارند. اين نقشه در حقيقت ميزان مداخله ی هر شهر را با مسايل کشوری و شهرهای اطراف روشن می سازد، که نقش مهمی در کار مکانيابی برای طراحان بازی می کند. به طور مثال، در اين نقشه سهم مناطق ساختمانی از کشور، همچنين محل و ميزان آن مشخص می شود، که برای معماران وشهرسازان معيار اصلی در طراحی و مکانيابی کاربری های مختلف قرار می گيرد.


7-     کاربری های عمده در شهر و محل آن ها
به طور کلی مکان های مهم در يک شهر از دو استفاده ی "خصوصی" (Residential Area) و "عمومی"(Public Area) تشکيل می شود. استفاده ی خصوصی همان ساختمان های مسکونی است، که در مناطق مختلف شهر همدر مرور زمان به وجود آمده اند و هم بايد برای گسترش های آتی شهر در نظر گرفته شوند.
با توجه به قسمت های مختلفی که در مرور زمان شهرها را تشکيل داده اند، طراحان و شهرسازان برای کاربری های مختلف در شهر مناطق و محل های صحيح را تشخيص می دهند.کاربری های عمومی را می توان به دو بخش اساسی تقسيم کرد:


3. گسترش های با برنامه و نقشه


2. گسترش های بی رويه ی اوليه

1.        هسته ی تاريخی شهر
4. حاشيــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــه ی شهر

تصوير 8: سه مرحله ی اصلی و متداول از گسترش شهر، منبع: دشتی، م


الف: کاربری هايی که استفاده از آن برای افراد زيادی از جامعه است. کاربری هايی مانند مدارس، خدمات مهمان پذيری و مراکز خريد از اين قسم کاربری ها است.
ب: کاربری هايی که استفاده از آن بر اساس ضرورت و اجبار توجيه می شود. بيمارستان ها، مراکز امدادرسانی و آتش نشانی در اين شکل از کاربری قرار می گيرد.
کاربری های نوع اول در تمام نقاط شهر بايد در نظر گرفته شوند. در کشورهای پيشرفته حتی خانواده ها اجازه ندارند فرزندان خود را در مدارسی که خارج از محله ی آن ها قرار دارند ثبت نام کنند زيرا رفت و آمد آن ها در شهر ايجاد ترافيک می کند. بسياری از کاربری های عمومی نوع اول، که بيشتر مايحتاج زندگی ولی لوکس محسوب می شوند، در همين مراکز شهرها قرار می گيرند. اين کاربری ها می توانند کافه ها، رستوران ها و فروشگاه های پوشاک و لوازم زندگی گران قيمت باشند.
چون استفاده از پارک ها و فضاهای سبز امری برای عموم محسوب می شود، آن را بايد به عنوان نخستين نياز يک شهر تلقی کرد، که کميت و کيفيت آن بنا بر قرار گيری شهر از نظر جغرافيای طبيعی بايد تعيين شود. به عبارتی ديگر، اولين کاربری عمومی، که سهم مصنوعات، يعنی ساختمان ها در آن به حداقل خود می رسد، اين پارک ها و فضاهای سبز هستند. به اين ترتيب، قرار گيری آن ها در حاشيه و کنار شهرها منطقی به نظر می رسد. بديهی است، که در مناطق داخلی شهر نيز وجود آن ها مبرم و ضروری است.
کاربری هايی که در حاشيه ی شهر قرار می گيرند، معمولا کاربری هايی هستند، که وجود آن ها در داخل شهر موجب بروز اختلالاتی برای شهر می شود. در شهرسازی های علمی و طراحی شده ی اخير، شهرسازان کوشش کرده اند تا کاربری های متعلق به خارج از شهر و يا حاشيه ی شهر را به شکل ترکيبی از آن کاربری و فضای سبز بسازند. به اين وسيله آن ها کوشش می کنند تا هم به حجم فضاهای سبز در شهر بيافزايند و هم از سخت بودن اين نوع مناطق به وسيله ی آن بکاهند. از اينرو نام اين مناطق با پارک ترکيب شده است. مانند؛ "پارک صنعت" يا "پارک بازيافت". پارک های بازيافت شامل ايستگاه های تصفيه ی آب، محوطه های تبديل پس ماندهای بيولوژيک، که سريع به خاک تبديل می شوند و همچنين محوطه های بازيافت مواد صنعتی مانند؛ شيشه، فلز، پلاستيک و غيره می شود. در سال های واپسين، پس ماندهايی که از هيچکدام راه های بالا قابل بازيافت نيستند، در کوره هايی سوخته می شوند، تا از انرژی حرارتی آن ها در موارد لازم استفاده شود.
همچنين، با توجه به پيشرفت شهرنشينی در شهرهای به ويژه اروپای غربی، جايی که به ندرت بتوان نشانه هايی از طبيعت يافت، طراحان نقاط قابل استفاده در شهرها را برای کاربری های طبيعی، که به همراه آن منافع اقتصادی نيز هدف قرار گرفته باشد را پيشنهاد می کنند. به طور مثال، در سال های واپسين بام های ساختمان های شهرهای اروپايی تبديل به محل کشت محصولات کشاورزی به شکل پيشرفته و بدون توسل به راه حل های سنتی شده است. همچنين پرورش ماهی با روش های جديد در بالای ساختمان های بلند عملی شده است.
يکی از قديمی ترين وسايل نقليه ی بين شهری در شهرهای اروپايی، قطار است. قطار به دليل شکل ويژه ی خطوط خود، که می تواند نوعی مرز برای شهرها هم باشد، ساختمان اصلی يا ترمينال آن هميشه در حاشيه ی شهر قرار داشت. با توجه به اين سنت و مشکلات ترافيکی ديگری که وسايل نقليه ی موتوری ديگر در شهر می توانند ايجاد کنند، ترمينال های مسافربری در تمام اشکال خود در حاشيه ی شهرها جای می گيرند.
همچنين قبرستان ها يا آرامستان ها نيز از کاربری هايی هستند، که امروز در حاشيه ی شهرها و به شکل پارک طراحی می شوند. حتی مراکز خريد جديد و عظيم، که کالا های متنوع و بيشتری را نسبت به مراکز خريد سنتی عرضه می کند، امروز به حاشيه ی شهرها منتقل شده اند زيرا وجود آن ها در شهرها باعث مشکلات رفت و آمدی زيادی می شود.
يکی از کاربری هايی که امروز شهرسازان آن را در حاشيه ی شهرها در نظر می گيرند، فضاهای چند منظوره است. اين فضاها بر اساس زمان های مختلفی از سال می توانند مصارف گوناگونی داشته باشند. به طور مثال می توانند فضای لازم برای بازارهای مختلف برای شهر باشند، يا فضايی برای برنامه های مختلف اجتماعی و يا حتی آن ها می توانند برای اسکان موقت افراد نيازمند استفاده گردند.

8-     شهر و محيط زيست
طبيعی است، که مشکلات زيست محيطی يک کمپ، بسيار کم تر از يک شهر بزرگ است. در حالی که کمپ ها يا مراکز تجمع جمعيت در مراحل ابتدايی به واسطه ی جمعيت کم و امکانات محدود فاقد مشکلات شهری است، بايد رشد بی رويه ی شهرهای بزرگ را از اولين مشکلات آن دانست. پديد آمدن شهرها خود مشکلات زيست محيطی متعددی را ايجاد می کند. به همين دليل، در بسياری از موارد استفاده ی مجدد از ساختمان های قديمی و همچنين، جلوگيری از تخريب آن  ها بسيار منطقی تر از طراحی و ساخت ساختمان جديد به نظر می رسد. به ويژه در هسته ی قديمی شهرها، طراحان بايد در نگاهداری از ساختمان های قديمی، گذشته از قدمت چند صد ساله يا چند ده ساله ی آن ها، نهايت کوشش خود را به عمل بياورند. اين مرام يا قانون برای قسمت های ديگر شهر، يعنی در قسمت رشد بی رويه ی شهر يا در آگلومراتسيون هم صادق است.
همچنين کاربری هايی که با خود آلودگی های زيست محيطی به همراه می آورند، در شهرهای بزرگ موجب توليد مشکلات پيچيده ای هستند. از اينرو قرار گيری اين کاربری ها در حاشيه ی شهرها و دور از مناطق رشد آن ها با توجه به تمهيدات سختی پيشنهاد می گردد، تا در زمان مناسب، يا آسيب های کاربری های مذکور قطع گرديده و به حداقل خود رسيده باشد و يا راه های مناسب تری به منظور حفظ محيط زيست جايگزين آن ها شده باشند. متاسفانه پس از بيش از نيم قرن، که به اهميت محيط زيست در زندگی و شهرها پی برده شده است، هنوز فعاليت هايی، به ويژه در کشورهای در حال رشد وجود دارد، که آسيب های جدی به محيط و افراد آن وارد می سازند. امروز کوشش طراحان کشورهای در حال رشد بايد در جهت روشن سازی فعاليت ها ضد محيط زيست و به پايين آوردن صدمات آن متمرکز شود، تا در آينده محيط های شهری با انتخاب صحيح و منطقی مکان کاربری های مشکوک، تا حد امکان محيط های پاک و با کم ترين آلودگی را در شهرها برای ساکنان آن به وجود آورد.
اما چالش بزرگی که همواره نتيجه ی کار شهرسازان و طراحان را تهديد می کند، پيشرفت و تغييرات اجتماعی زندگی در تمام عرصه های زندگی است. دست آوردهای تکنيکی، تحولات سياسی، اجتماعی و از همه مهم تر، پيشرفت علم شهرسازی از جمله ی اين مسائل هستند. از اينرو معماران و شهرسازان بايد در تمام دوران فعاليت خود از اين تحولات آگاه باشند و با مطالعات هدفمند، خود را از جهت علمی به روز نگهدارند.

No comments:

Post a Comment